بهشت گمشده از برزخ صربستان

وقتی در خبرها خواندم صربستان سفر توریستی بدون ویزا به کشورش را برای ایرانی ممکن کرده، اولین جمله‌ام این بود: "بدبخت شد! حتما کنسلش می‌کنه!"

برای گفتن این طنز تلخ البته دلایلی هم داشتم. چند سال قبل به دعوت شرکتی آلمانی برای کار به شهر کوچکی با جمعیت صد هزار نفری آمدم. در جشن نوروز که بیست روز بعد از ورودمان برگزار شده بود متعجب شدم از دیدن بیش از صد و پنجاه ایرانی در این روستای به تازگی شهر شده، واقع در دره‌ای بین تپه‌ها و مشهور به بسته بودن فرهنگ مردمانش. تعجبم بیشتر شد وقتی فهمیدم همین شهر، دانشگاهی از نظر بین‌المللی ناشناخته دارد که حدود 170 ایرانی در آن تحصیل می‌کنند. به‌هرحال مثل باقی شعائر، پیگیر فرمایش بزرگان دینی هستیم و به دنبال کسب دانش می‌رویم حتی در چین، آلمان که جای خود دارد. احتمالا همه ما دوستان بسیاری داریم که عشق به تلمذ حتی سال‌ها بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی و کار کردن در صنایع، رهایشان نکرده و سر از چین و ماچین درآورده‌اند. در تازه‌ترین نمونه، دوستی که فوق‌لیسانس مهندسی و دکترای مدیریت پروژه دارد و در دانشگاه هم تدریس می‌کند، برای گرفتن پذیرش از دانشگاه‌های فرنگستان تلاش می‌کند بلکه دکترای دوم را هم بگیرد. بینش البته اگر شغلی مهیا شد فبه‌المراد! تا این چند خط از یادش خالی نباشد بایستی یادآور شوم شخص مموتی حتما تاثیر مستقیمی در افزایش سطح تحصیلات ایرانی جماعت در دانشگاه‌های خارجی داشته است.

صربستان با هفت میلیون جمعیت و صنایعی نه چندان قدرتمند، خودش هشتش گرو نهش است و دنبال یک لقمه نان حلال. در کار ارسال نیروی کار، بیشتر کارگر ماهر، به باقی اروپاست و تبلیغات برای جذب توریست. بماند که به نظرم از نقطه نظر توریست کمی بلاتکلیف است. جماعت اروپایی سفر خیلی ارزان تفریحی خوشمزه بخواهند می‌روند به همسایه شرقی صربستان بینوا یعنی بلغارستان، سفر ارزان و فرهنگی بخواهند می‌روند به همسایه غربی صربستان یعنی جمهوری چک! امیدی که به توریست اروپایی ندارد، می‌آید سراغ ایران که آوازه حمله توریستانه‌اش به کشورهای همسایه به خصوص ترکیه نقل محافل است.

"هرگز یک ایرانی را تهدید نکن" اما تا می‌توانی تطمیع کن. اروپا که اروپاست، یک کشور تمام اروپایی هم قطعاً بهتر از ترکیه نیمه اروپایی. تازه به غرب اروپا نزدیکتر، بهتر!

به گفته شبکه رادیویی بلگراد nationwide TV station (B92) ، قرارداد لغو روادید در تاریخ 22 آگوست 2017 منعقد شده و تا فوریه2018 یعنی شش ماه، بیش از شش هزار نفر ایرانی به عنوان توریست وارد صربستان شدند. ورود هفتگی حدود 600 مسافر به بلگراد در حالی که اکثر آن‌ها نه تنها خیال برگشت ندارند، مصرانه قصد سفر به اروپای غربی را جار می‌زنند شده است یک معضل برای شبکه حمل و نقل و البته اداره مهاجرت. در کوتاه مدت، ایرانی غیور تبدیل شد به سومین گروه بزرگ پناهنده در صربستان. در این بلبشو، دیدن عکسی از یک جمله عجیب و غریب، احتمالا ترجمه "گوگل ترانسلیتور" از یک جمله صربی که همشهری‌های ما را از قدم زدن روی چمن‌های اردوگاه شلوغ بر حذر می‌دارد چندان هم نباید عجیب باشد.

شور حسینی ما متاسفانه همه جا خریدار ندارد. امروز بی‌بی‌سی من را به یاد طنز تلخ پارسالم انداخت. صربستان اعلام کرد که اصولاً خرشان از کرگی دم نداشته و عطای چندرغاز درآمد توریست را به هزینه‌های میلیونی نگهداری آن‌ها می‌بخشد. به‌خصوص حالا که اروپا، دست قرمز شده از خون خاورمیانه‌ای‌اش را با نگهداری پناهنده‌ها در ترکیه شسته و راه‌های ورود را بسته است. بماند که صربستان از 2011 در صف پیوستن به اتحادیه اروپاست تا از مزایای امکان ارسال نیروی کار به اروپا استفاده حداکثری ببرد و در این میان تنها چیزی که لازم ندارد جارویی است بسته به دمش!

لینک B92:

https://www.b92.net/eng/news/society.php?yyyy=2018&mm=02&dd=26&nav_id=103572

@shathiat1

/ 2 نظر / 83 بازدید
raha-bash

سلام لطفا به صفحه ی منم سربزنید: زاده ی باد